Fragments

785. قطعه شمارهٔ ۱

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

قطعه شمارهٔ ۱

مَتیٰ حَلَلْتَ بِشیراز یا نَسیمَ الصُّبْح خُذِ الْکِتابَ وَ بَلِّغْ سَلامیَ الْأَحْباب اگر چه صبرِ من از روی دوست ممکن نیست همی کنم به ضرورت، چو صبرِ ماهی از آب

786. قطعه شمارهٔ ۲

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

قطعه شمارهٔ ۲

گر مرا بی‌تو در بهشت برند دیده از دیدنش بخواهم دوخت کاین چنینم خدای وعده نکرد که مرا در بهشت باید سوخت

787. قطعه شمارهٔ ۳

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

قطعه شمارهٔ ۳

گفتم چه کرده‌ام که نگاهم نمی‌کنی؟ وآن دوستی که داشتی اول چرا کم است؟ گفتا به جرم آنکه به هفتاد سالگی سودای سور می‌پزی و جای ماتم است

788. قطعه شمارهٔ ۴ - پیداست که آخرالزمان است!

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

قطعه شمارهٔ ۴ - پیداست که آخرالزمان است!

آشفتن چشم‌های مستت دود دل یار مهربانست وین طرفه که درد چشم او را خونابه ز چشم ما روانست دو فتنه به یک قرینه برخاست پیداست که آخرالزمانست

789. قطعه شمارهٔ ۵

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

قطعه شمارهٔ ۵

خوب را گو پلاس در بر کن که همان لعبت نگارینست زشت را گو هزار حله بپوش که همان مرده‌شوی پارینست

790. قطعه شمارهٔ ۶

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

قطعه شمارهٔ ۶

در قطرهٔ باران بهاری چه توان گفت؟ در نافهٔ آهوی تتاری چه توان گفت؟ گر در همه چیزی صفت و نعت بگنجد در صورت و معنی که تو داری چه توان گفت؟

791. قطعه شمارهٔ ۷ - سعدی از معشوق به ممدوح نمی‌پردازد

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

قطعه شمارهٔ ۷ - سعدی از معشوق به ممدوح نمی‌پردازد

سخن عشق حرامست بر آن بیهده گوی که چو ده بیت غزل گفت مدیح آغازد حبذا همت سعدی و سخن گفتن او که ز معشوق به ممدوح نمی‌پردازد

792. قطعه شمارهٔ ۸

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

قطعه شمارهٔ ۸

من بگویم ندیده‌ام دهنی کز دهان تو تنگتر باشد تنگتر زین دهان فراخ ولیک نه همه تنگها شکر باشد

793. قطعه شمارهٔ ۹

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

قطعه شمارهٔ ۹

کوه عنبر نشسته بر زنخش راست گویی بهی‌ست مشک‌آلود گر به چنگال صوفیان افتد ندهندش مگر به شفتالود

794. قطعه شمارهٔ ۱۰

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

قطعه شمارهٔ ۱۰

تو آن نه‌ای که به جور از تو روی برپیچند گناه تست و من استاده‌ام به استغفار مرا غبار تو هرگز اثر کند در دل که خاکپای توام؟ خاک را چه غم ز غبار؟

795. قطعه شمارهٔ ۱۱

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

قطعه شمارهٔ ۱۱

بس ای غلام بدیع‌الجمال شیرین‌کار که سوز عشق تو انداخت در جهان آتش به نفط گنده چه حاجت که بر دهان گیری تو را خود از لب لعلست در دهان آتش

796. قطعه شمارهٔ ۱۲

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

قطعه شمارهٔ ۱۲

آن پریروی که از مرد و زن و پیر و جوان هر که بینی دم صاحبنظری می‌زندش آستینم زد و از هوش برفتم در حال راست گفتند که دیوانه پری می‌زندش

797. قطعه شمارهٔ ۱۳

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

قطعه شمارهٔ ۱۳

مرا به صورت شاهد نظر حلال بود که هرچه می‌نگرم شاهدست در نظرم دو چشم در سر هر کس نهاده‌اند ولی تو نقش بینی و من نقشبند می‌نگرم

798. قطعه شمارهٔ ۱۴

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

قطعه شمارهٔ ۱۴

شبی خواهم که پنهانت بگویم نهان از آشنایان و غریبان چنان در خود کشم چوگان زلفت کزو غافل بود گوی گریبان ولیکن هر گناهی را جزاییست گناه عشق را جور رقیبان

799. قطعه شمارهٔ ۱۵ - تو از سنگ سخت‌تری!

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

قطعه شمارهٔ ۱۵ - تو از سنگ سخت‌تری!

هزار بوسه دهد بت‌پرست بر سنگی که ضر و نفع محالست ازو نشان دادن تو بت! ز سنگ نه‌ای بل ز سنگ سخت‌تری که بر دهان تو بوسی نمی‌توان دادن!

800. قطعه شمارهٔ ۱۶ - از او بپرس!

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

قطعه شمارهٔ ۱۶ - از او بپرس!

کسی ملامتم از عشق روی او می‌کرد که خیره چند شتابی به خون خود خوَردن؟ ازو بپرس که دارد اسیر بر فتراک ز من مپرس که دارم کمند در گردن

801. قطعه شمارهٔ ۱۷ - کاه و کهربا

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

قطعه شمارهٔ ۱۷ - کاه و کهربا

چند گویی که مهر ازو بردار خویشتن را به صبر ده تسکین کهربا را بگوی تا نبرد چه کند کاه پاره‌ای مسکین؟

802. قطعه شمارهٔ ۱۸ - سیه گلیم

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

قطعه شمارهٔ ۱۸ - سیه گلیم

بر آن گلیم سیاهم حسد همی آید که هست در بر سیمین چون صنوبر او گلیم بین که در آن بر، چه عیش می‌راند سیه گلیمی من بین که دورم از بر او

803. قطعه شمارهٔ ۱۹

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

قطعه شمارهٔ ۱۹

گفتم به ره ببینم و دامن بگیرمش کای رشک آفتاب جمال منیر تو شهری بر آتش غم هجران بسوختی اول منم به قید محبت اسیر تو انعام کن به گوشهٔ چشم ارادتی تا بندهٔ تو باشم و منت پذیر تو صاحبدلی به تربیتم گفت زینهار غوغا مکن که دوست ندارد نفیر تو شاهد منجمست چه حاجت به شرح حال در وی نگاه کن که بداند ضمیر تو

804. قطعه شمارهٔ ۲۰

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

قطعه شمارهٔ ۲۰

وه که چه آزار بود من از مهر تو لیک چو باز آمدی آن همه برداشتی سر چو برآورد صبح بپوشد گناه روز همه روز جنگ شب همه شب آشتی