Fragments

135. شمارهٔ ۱ - در پند و اخلاق و غیر آن

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۱ - در پند و اخلاق و غیر آن

خداوندی‌ست تدبیرِ جهان را بَری از شِبه و مثل و جنس و هم‌تا اگر روزی، مُرادَت بَر نیارَد جَزَع، سودی ندارد؛ صبر کن، تا

136. شمارهٔ ۲

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۲

مظلوم دست بستهٔ مغلوب را بگوی تا چشم بر قضا کند و صبر بر جفا کاین دست بسته را بگشایند عاقبت وان گشاده باز ببندند بر قفا

137. شمارهٔ ۳

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۳

سپاس دار خدای لطیف دانا را که لطف کرد و به هم برگماشت اعدا را همیشه باد خصومت جهود و ترسا را که مرگ هر دو طرف تهنیت بود ما را

138. شمارهٔ ۴ - ظاهرا در ستایش صاحب دیوان است

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۴ - ظاهرا در ستایش صاحب دیوان است

سخن به ذکر تو آراستن مراد آنست که پیش اهل هنر منصبی بود ما را وگرنه منقبت آفتاب معلومست چه حاجتست به مشاطه روی زیبا را

139. شمارهٔ ۵

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۵

طریق و رسم صاحبدولتانست که بنوازند مردان نکو را دگر چون با خداوندان بقا داد نکو دارند فرزندان او را

140. شمارهٔ ۶ - در ستایش

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۶ - در ستایش

هر که در بند تو شد بستهٔ جاوید بماند پای رفتن به حقیقت نبود بندی را بندگان شکر خداوند بگویند ولیک چه توان گفت کرمهای خداوندی را

141. شمارهٔ ۷ - ظاهرا در ستایش صاحب دیوان است

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۷ - ظاهرا در ستایش صاحب دیوان است

تو آن نکرده‌ای از فعل خیر با من و غیر که دست فضل کند دامن امید رها جز آستانهٔ فضلت که مقصد اممست کجاست در همه عالم وثوق اهل بها متاع خویشتنم در نظر حقیر آمد که پرتوی ندهد پیش آفتاب سها به سمع خواجه رسیدست گویی این معنی که گفت خیرُ صِلاتِ الکریم أَعْوَدُها

142. شمارهٔ ۸

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۸

مباش غره به گفتار مادح طماع که دام مکر نهاد از برای صید نصیب امیر ظالم جاهل که خون خلق خورد چگونه عالم و عادل شود به قول خطیب

143. شمارهٔ ۹

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۹

احدا سامع المناجات صمدا کافی المهمات هیچ پوشیده از تو پنهان نیست عالم السر و الخفیات زیر و بالا نمی‌توانم گفت خالق الارض والسموات شکر و حمد تو چون توانم گفت حافظ فی جمیع حالات هر دعایی که می‌کند سعدی فاستجب یا مجیب دعوات

144. شمارهٔ ۱۰

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۱۰

به سکندر نه ملک ماند و نه مال به فریدون نه تاج ماند و نه تخت بیش از آن کن حساب خود که تو را دیگری در حساب گیرد سخت

145. شمارهٔ ۱۱

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۱۱

چو خویشتن نتواند که می‌خورد قاضی ضرورتست که بر دیگران بگیرد سخت که گفت پیرزن از میوه می‌کند پرهیز؟ دروغ گفت که دستش نمی‌رسد به درخت

146. شمارهٔ ۱۲

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۱۲

چنین که هست نماند قرار دولت و ملک که هر شبی را بی‌اختلاف روزی هست چو دست دست تو باشد دراز چندان کن که دست دست تو باشد اگر بگردد دست

147. شمارهٔ ۱۳

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۱۳

علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد دریغ سود ندارد چو رفت کار از دست به روزگار سلامت سلاح جنگ بساز وگرنه سیل چو بگرفت، سد نشاید بست

148. شمارهٔ ۱۴

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۱۴

مرا گویند با دشمن برآویز گرت چالاکی و مردانگی هست کسی بیهوده خون خویشتن ریخت؟ کند هرگز چنین دیوانگی مست؟ تو زر بر کف نمی‌یاری نهادن سپاهی چون نهد سر بر کف دست؟

149. شمارهٔ ۱۵

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۱۵

یکی از بخت کامران بینی دیگری تنگ عیش و کوته‌دست آن در آن چاه خویشتن نفتاد وین برین تخت خویشتن ننشست تاج دولت خدای می‌بخشد هر که را این مقام و رتبت هست لاجرم خلق را به خدمت او کمر بندگی بباید بست

150. شمارهٔ ۱۶

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۱۶

به راه راست توانی رسید در مقصود تو راست باش که هر دولتی که هست تو راست تو چوب راست بر آتش دریغ می‌داری کجا به آتش دوزخ برند مردم راست

151. شمارهٔ ۱۷

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۱۷

عیب آنان مکن که پیش ملوک پشت خم می‌کنند و بالا راست هر که را بر سماط بنشستی واجب آمد به خدمتش برخاست چون مکافات فضل نتوان کرد عذر بیچارگان بباید خواست

152. شمارهٔ ۱۸

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۱۸

گر اهل معرفتی هر چه بنگری خوبست که هر چه دوست کند همچو دوست محبوبست کدام برگ درختست اگر نظر داری که سر صنع الهی برو نه مکتوبست

153. شمارهٔ ۱۹

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۱۹

امید خلق برآور چنانکه بتوانی به حکم آنکه تو را هم امید مغفرتست که گر ز پای درآیی بدانی این معنی که دستگیری درماندگان چه مصلحتست

154. شمارهٔ ۲۰

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۲۰

هرگز پر طاووس کسی گفت که زشتست؟ یا دیو کسی گفت که رضوان بهشتست؟ نیکی و بدی در گهر خلق سرشتست از نامه نخوانند مگر آنچه نوشتست

155. شمارهٔ ۲۱

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۲۱

مرکب از بهر راحتی باشد بنده از اسب خویش در رنجست گوشت قطعا بر استخوانش نیست راست خواهی چو اسب شطرنجست

156. شمارهٔ ۲۲

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۲۲

پدرم بندهٔ قدیم تو بود عمر در بندگی به سر بردست بنده‌زاده که در وجود آمد هم به روی تو دیده بر کردست خدمت دیگری نخواهد کرد که مرا نعمت تو پروردست

157. شمارهٔ ۲۳

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۲۳

در چشمت ار حقیر بود صورت فقیر کوته نظر مباش که در سنگ گوهرست کیمخت نافه را که حقیرست و شوخگن قیمت بدان کنند که پر مشک اذفرست

158. شمارهٔ ۲۴

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۲۴

کسی گفت عزت به مال اندرست که دنیا و دین را درم یاورست چه مردی کند زور بازوی جاه؟ که بی‌مال، سلطان بی‌لشکرست تهیدست با هیبت و بانگ و نام زن زشتروی نکو چادرست بدان مرغ ماند که بر جسم او پر و ریش بسیار و خود لاغرست دگر کس نگر تا جوابش چه داد به جاهست اگر آدمی سرورست مذلت برد مرد مجهول نام وگر خود به مال آستانش زرست خداوند را جاه باید نه مال وگر مال خواهی به جاه اندرست اگر راست خواهی ز سعدی شنو قناعت از این هر دو نیکوترست

159. شمارهٔ ۲۵

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۲۵

دست بر پشت مار مالیدن به تلطف نه کار هشیارست کان بداخلاق بی‌مروت را سنگ بر سر زدن سزاوار است