Ribaldries

1. شمارهٔ ۱

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۱

مَرکب از بهر راحتی باشد بنده از اسب خویش در رنج است ‌گوشت قطعاً بر استخوانش نیست ‌راست مانند اسب شطرنج است

2. شمارهٔ ۲

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۲

گیسوی عنبرینهٔ گردن تمام بود دلبند مُشک‌بوی چه محتاج لادن است؟ ‌امشب نه وقتِ بوی نگار است و رنگ عشق ‌هنگام عیش و خنده و بازی و گادَن است ‌بر نِه حکایتِ سرِ دَورانِ روزگار ‌ای ماه مهربان! که گهِ برنهادن است ‌آخر زکوة رَیعِ جوانی نمی‌دهی؟ ‌درویش مستحق! تو را وقتِ دادن است ‌ای فتنهٔ زمانه! دَمی پیش ما بخفت ‌وی کیرِ خفته! وقتِ به پا ایستادن است

3. شمارهٔ ۳

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۳

آن‌که سَروَش به قَدّ و بالا نیست با همه راست است و با ما نیست ‌جامه‌دانِ فَراخ و سیمینَش ‌همه را جای هَست، ما را نیست ‌بوالعَجَب طاعَتی که مَن دارَم ‌که نَصیبَم ز خوان یَغما نیست ‌بَختِ ماهیِّ مَن چنان شور است ‌که به‌جز حَسرَتَش به دَریا نیست ‌اِی به زیبائی از جَهان مُمتاز ‌بی‌وَفائی مَکُن، که زیبا نیست ‌گَر تو از دوستان شَکیبائی ‌دوستان را دِلِ شَکیبا نیست ‌بی تو بَر مَن شَبی نمی‌گُذَرَد ‌که عَمودَم چو سَنگِ خارا نیست ‌ای که هم‌سنگِ دوغ در کونت ‌آب دَر مَشکِ هیچ سقّا نیست بَر سَرِ بوق ما چِرا نَرَوی؟ ‌مَگَرَت خاطِرِ تَماشا نیست؟ ‌چه گُنَه کرده‌ام نِگارینا ‌که تو را بَرگِ صُحبَتِ ما نیست؟ ‌بوسه‌ای بَرگِرِفتَن از دَهَنَت ‌حَسرَتَم دَر لَب است و یارا نیست ‌به جماعیم دَستگیری کُن ‌که مرا بیش از این تَمَنّا نیست

4. شمارهٔ ۴

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۴

ز چشم مست تو امّید خواب می‌بینم تو خوش بخفت‌ که ما را قرار خفتن نیست ‌به دیدن از تو قناعت نمی‌توانم‌کرد ‌حکایتی دگرم هست و جای گفتن نیست

5. شمارهٔ ۵

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۵

زر به اَمرَد کسی دهد به‌گزاف که نداند طریقتِ زردشت ‌هر کجا سرو‌قامتی بینی ‌چشم در روی کن، خَیو در مشت ‌چون نه کونش دری ّ و نه شلوار ‌بی‌گناهت کسی نخواهد کشت ‌ور جماع آرزوت می‌‌باشد ‌تا به خاتم فروکنی انگشت ‌حاصل آن بیش نیست آخر کار ‌که شود با تو نرم کنگ و درشت ‌گر تأمل کنی، بدان مانَد ‌که خری را خری رَوَد در پشت

6. شمارهٔ ۶

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۶

دی مردکی آبِ پشت می‌‌ریخت به دشت می‌‌گفت و از این حدیث می ‌درنگذشت ‌باری چو گناهکار می‌‌باید بود ‌هم در کفِ پاک بِه که در کونِ پَلَشت

7. شمارهٔ ۷

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۷

تَتَری گر کُشد مُخَنَّث را تَتَری را دگر نباید کُشت ‌چند باشد چو جِسرِ بغدادش ‌آب در زیر و آدمی در پشت؟

8. شمارهٔ ۸

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۸

قَلتبان تا به یاد دارد جفت خیر در حقّ او تواند گفت

9. شمارهٔ ۹

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۹

مردکی را که زن طلاق افتاد شوهری دیگر اتفاق افتاد ‌دست آن بر سر از جفای زنش ‌کیر این در میان طاق افتاد

10. شمارهٔ ۱۰

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۱۰

آن شیفته را چو باد در بوق افتاد آن گنبد سیم‌رنگ بر باد بداد ‌از بهر مناره بادیه وقف بکرد ‌همسایهٔ بد خدای کس را ندهاد

11. شمارهٔ ۱۱

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۱۱

آن عهد به یاد داری و دولت و داد کز عاشق بیچاره نمی‌‌کردی یاد؟ ‌آنگه بگریختی که کس چون تو نبود ‌و امروز بیامدی که کس چون تو مباد

12. شمارهٔ ۱۲

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۱۲

گفتم که بیا پیش من ای حور‌نژاد گفتا که بیار تا چه‌ام‌ خواهی داد ‌گفتم که دعا کند به تو مادر من ‌گفتا به دعای مادرم خواهی گاد؟

13. شمارهٔ ۱۳

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۱۳

ترسم که بنفشه آب سیبت ببرد بازار جمال دلفریبت ببرد ‌بر حاشیهٔ دفتر حسن آن خط زشت ‌منویس، که رونق کتیبت ببرد

14. شمارهٔ ۱۴

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۱۴

طبّ جالینوس باشد کیر در کون تو برد طبع صفراوی بود، لیمو در آن باید فشرد

15. شمارهٔ ۱۵

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۱۵

از می طرب افزاید و مردی خیزد وز طبع گیا خشکی و سردی خیزد ‌در بادهٔ سرخ پیچ و در کون سفید ‌کز خوردن سبز روی زردی خیزد

16. شمارهٔ ۱۶

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۱۶

هر کس که به بارگاه سامی نرسد از بخت سیاه و بد کلامی نرسد ‌همگر که به عمر خود نکردست نماز ‌شک نیست که همگر به امامی نرسد

17. شمارهٔ ۱۷

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۱۷

دیوار چه حاجت که مُنقَّش باشد یا عود و شکر بر سر آتش باشد؟ ‌دانی که به عیش ما چه در می‌‌باید؟ ‌این مطرب اگر نمی‌‌زند خوش باشد

18. شمارهٔ ۱۸

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۱۸

زر به خر کنده‌ای نباید داد که مزاجش نه معتدل باشد ‌دوستی تا به خایه نیک بود ‌ورنه تیمار و درد دل باشد

19. شمارهٔ ۱۹

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۱۹

ندیدم اَمرد سی ساله چون تو در عالم عجوبه‌ای چنین، آخرالزّمان باشد ‌اگر دو دست تو یک هفته در قَفا بندند ‌به هفتهٔ دگرت ریش تا میان باشد

20. شمارهٔ ۲۰

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۲۰

دوش گفتم ز عشق توبه کنم که گَه ِ رفتن از جهان آمد ‌توبه کردم ازین سخن، که مرا ‌یاد آن یار دل‌ستان آمد ‌بر زبان نام کون او بردم ‌کیر را آب بر دهان آمد

21. شمارهٔ ۲۱

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۲۱

حریف عمر به سر برده در فسق و فجور به وقت مرگ پشیمان همی خورد سوگند ‌که توبه کردم و دیگر گنه نخواهم کرد ‌تو خود دگر نتوانی، به‌ ریش‌خویش مخند

22. شمارهٔ ۲۲

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۲۲

بر این اَلحان داوودی عجب نیست که مرغان در هوا حیران بمانند ‌تو آمرزیده‌ای، واللّه اعلم ‌که اقلیمی به خیرت هم‌زبانند

23. شمارهٔ ۲۳

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۲۳

چون دید که پیریم سپیدی بفزود برگشت و ارادتی زیادت ننمود ‌گفتم که اگر سپید شد مویم زود ‌شکر است، که دل همان‌ سیاه است که‌ بود

24. شمارهٔ ۲۴

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۲۴

خلق از تو به رنجند و خدا ناخشنود لعنت به تو می‌بارد و بر گَبر و جهود ‌سر زخم نگوید که چرا می‌زائید ‌آن خایه که نُه مَه به تو آبستن بود

25. شمارهٔ ۲۵

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۲۵

این ریش تو سخت دیر بر می‌‌آید موی زَنَخَت به زیر بر می‌آید ‌با این همه، چون کون تو می‌آرم یاد ‌آبم به دهان کیر بر می‌آید