رباعیات
by شمس مغربی
Not yet translated in Persian.
Original
شمارهٔ ۱
بت گفت به بتپرست کای عابد ما
دانی ز چه روی گشتهای ساجد ما
بر ما به جمال خود تجلی کرده است
آن کس که ز تست ناظر و شاهد ما
Not yet translated in Persian.
Original
شمارهٔ ۲
با آنکه دو کون سر به سر هستی اوست
انسان ز چه مغز گشت عالم ز چه پوست
زین است که او مردمک چشم وی است
باز آن که بود آینه چهره اوست
Not yet translated in Persian.
Original
شمارهٔ ۳
مردان همه در سماع و نی پیدا نیست
مستان همه ظاهرند و می پیدا نیست
صد قافله پیشتر درین ره رفتند
وین طرفه که هیچگونهای پیدا نیست
Not yet translated in Persian.
Original
شمارهٔ ۴
کس نیست کزو بسوی تو راهی نیست
بیمستی او سنگ و گل و کاهی نیست
یک ذرّه ز ذرات جهان نتوان یافت
کاندر دل او ز مهر تو ماهی نیست
Not yet translated in Persian.
Original
شمارهٔ ۵
نابرده به صبح در طلب شامی چند
ننهاده برون ز خویشتن گامی چند
در کسوت خاص آمده عامی چند
بدنام کننده نکونامی چند
Not yet translated in Persian.
Original
شمارهٔ ۶
پیش از پس و پیش کاین پس و پیش نبود
وین ملت و دین و مذهب و کیش نبود
این ما و منی و این شمائی و توئی
در حضرت او بجز یکی بیش نبود
Not yet translated in Persian.
Original
شمارهٔ ۷
ای حسن تو در کل مظاهر ظاهر
وی چشم تو در جمله مناظر ناظر
از نور رخ و ظلمت زلفت دایم
قومی همه مومن اند و قومی کافر
Not yet translated in Persian.
Original
شمارهٔ ۸
من دانه خال زلف چون دام توام
من آینه روی دلارام توام
پیمانه باده غم انجام توام
هم جام جهان نمای و هم جام توام
Not yet translated in Persian.
Original
شمارهٔ ۹
من شانه زلف عنبرین بوی توام
مشاطه حسن روی دلجوی توام
هم مردمک دیده جادوی توام
هم جلوه گه آینه روی توام
Not yet translated in Persian.
Original
شمارهٔ ۱۰
من مست و خراب و می پرست آمده ام
مدهوش ز باده الست آمده ام
تا ظن نبری که باز گردم هشیار
هم مست روم از آنکه مست آمدهام
Not yet translated in Persian.
Original
شمارهٔ ۱۱
تا من زعدم سوی وجود آمده ام
از بهر تشهد به شهود آمده ام
تا من ز قیام در قعود آمده ام
در پیش رخ تو در سجود آمده ام
Not yet translated in Persian.
Original
شمارهٔ ۱۲
در روی پری رخان چو در می نگرم
جز روی تو می نیاید اندر نظرم
هر لحظه ز هر پریرخی حسن رخت
بردیده کند جلوه به وجه دگرم
Not yet translated in Persian.
Original
شمارهٔ ۱۳
خرم طرب و نشاط و عیش آغازم
خود را به خرابات مغان اندازم
زآنجا به قمارخانه راهی سازم
تا هر چه مرا هست به کل دربازم
Not yet translated in Persian.
Original
شمارهٔ ۱۴
تا چند فروز ذکر افسرده کنم
تا کی صفتت با دل پژمرده کنم
ناکرده نماز را قضا کردم لیک
گر عمر بود قضای این کرده کنم
Not yet translated in Persian.
Original
شمارهٔ ۱۵
هادی طریق اهل تحقیق منم
عارف به فنون جمع و تفریق منم
چون علم و حیا و حلم و صدق است مرا
عثمان و عمر علی و صدیق منم
Not yet translated in Persian.
Original
شمارهٔ ۱۶
آن کس که بدو می شنوم می گویم
وانکس که بدو هرطرفی میپویم
هم اوست ز من که هر زمان می گوید
پیدا و نهان که او من و من اویم
Not yet translated in Persian.
Original
شمارهٔ ۱۷
گنجی که طلسم اوست عالم ماییم
ذاتی که صفات اوست آدم ماییم
ای آنکه تویی طالب اسم اعظم
از ما مگذر که اسم اعظم ماییم
Not yet translated in Persian.
Original
شمارهٔ ۱۸
بر چهره یار ما نقابست جهان
بر بحر وجود او حباب است جهان
در دیده تشنگان آب هستی
در بادیه طلب سراب است جهان
Not yet translated in Persian.
Original
شمارهٔ ۱۹
ای گشته عیان روی تو از جام جهان
پیدا شده از نام خوشت نام جهان
پیدای جهان تویی و پنهان جهان
آغاز جهان تویی و انجام جهان
Not yet translated in Persian.
Original
شمارهٔ ۲۰
گه گاه به نفس خویش درپیچم من
بینم که چو رشته جمله در پیچم من
کی دعوی او کنم که من هیچ نیم
با آنکه چو باز بنگرم هیچم من
Not yet translated in Persian.
Original
شمارهٔ ۲۱
ای مهر رخت مظهر ذرّات دو کون
ذاتت به صفت معین ذات دو کون
وی داده به نیستی جمالت هستی
ای کرده ز نفی عین اثبات دو کون
Not yet translated in Persian.
Original
شمارهٔ ۲۲
تو مست خودی و ما همه مست به تو
تو هست خودی و ما همه هست به تو
تا نسبت ما به تو بود از همه روی
دادیم ازین سبب همه دست به تو
Not yet translated in Persian.
Original
شمارهٔ ۲۳
آن کیست که غیر توست آن کیست بگو
او خود ز کجاست یا خود او چیست بگو
چون غیر ترا نیست حیاتی به یقین
آن کس که بجز تو بود چون زیست بگو
Not yet translated in Persian.
Original
شمارهٔ ۲۴
از پیش خدا بهر خدا آمده ای
نی از پی بازی و هوا آمده ای
در معرفت و عبادت ایزد کوش
کز بهر همین درین سرا آمده ای
Not yet translated in Persian.
Original
شمارهٔ ۲۵
چون دانستی که از کجا آمده ای
یا کیت فرستاد و چرا آمده ای
برخیز و قدم در نه و مردانه بکوش
گر زانکه تو از بهر خدا آمده ای