Rubaiyat
Not yet translated in Persian.
Original
شمارهٔ ۱
با عشق هوس سوز غم کام کجا
این دانه ببین کجا و این دام کجا
ترطیب دماغ عشق چیز دگرست
سودای تو و روغن بادام کجا
Not yet translated in Persian.
Original
شمارهٔ ۲
در وادی عشق پر مکش منّت پا
بیگام درین مرحله شو ره پیما
مردم گویند پای بردار و برو
من میگویم که پای بگذار و بیا
Not yet translated in Persian.
Original
شمارهٔ ۳
اصحاب پیمبر ارچه نورند و هُدا
هر یک سوی آخرت رهیاند جدا
لیکن شه مردان علی عالیقدر
راهیست که راست میرود تا به خدا
Not yet translated in Persian.
Original
شمارهٔ ۴
ای راحت جان غصّه پرورد بیا
وی صیقل خاطر پر از گرد بیا
از درد دل خستهدلان بیخبری
مردیم ز دوری تو بیدرد، بیا
Not yet translated in Persian.
Original
شمارهٔ ۵
ای آرزوی دل غم اندود بیا
ای مرهم جان ناله فرسود بیا
رفتی چو به بزم غیر پر دیر مکن
از دست مبادا که روی، زود بیا
Not yet translated in Persian.
Original
شمارهٔ ۶
ای بینم جود تو همه بحر سراب
بینور وجودت همه معموره خراب
عالم همه از تو لاف هستی زدهاند
چون سایه ز آفتاب و چون موج ز آب
Not yet translated in Persian.
Original
شمارهٔ ۷
فیاض ازل که بزم هستی آراست
جام سخن از می معانی پیر است
تا تلخی می مذاق جان را نگزد
از شکّر شکر خویش کردش مزه راست
Not yet translated in Persian.
Original
شمارهٔ ۸
از ناز قضا چو چهرة حسن آراست
تشریف حیا به قدّ عشق آمد راست
گر این دو نگهبان نبود از چپ و راست
بس دود کزین دو شعله برخواهد خاست
Not yet translated in Persian.
Original
شمارهٔ ۹
هر چند که دل لبالب از نور خداست
لیکن به مثل قطره کجا بحر کجاست؟
داند نظری کو به حقیقت بیناست
کابینه اناالعکس اگر گفت؟ خطاست
Not yet translated in Persian.
Original
شمارهٔ ۱۰
ماه رمضان عجب مه روحفزاست
آثار لطایف اندرین مه پیداست
رنگ همه چون رنگ نقاهت ز چه روست
گر نه رمضان مزیل امراض خطاست!
Not yet translated in Persian.
Original
شمارهٔ ۱۱
ماییم که بیتکلّفیها فن ماست
در چار سوی گذشتگی مسکن ماست
رندی و نظربازی و مستی و جنون
ناموس هزار کار در گردن ماست
Not yet translated in Persian.
Original
شمارهٔ ۱۲
درد تو تلافی تن آسانیهاست
عشق تو کفارة مسلمانیهاست
اندازة همّت پریشانان است
زلف تو که معراج پریشانیهاست
Not yet translated in Persian.
Original
شمارهٔ ۱۳
در پیش کسی که علم و دانش بابست
توفیق مهیّا شدن اسبابست
اسباب چو جمع شد دگر کار از تست
توفیق برای سفرت مهتابست
Not yet translated in Persian.
Original
شمارهٔ ۱۴
در گلشن عشق خرمی نایابست
خار و گلش از تشنه لبی سیرابست
با غنچه گل در ته یک پیراهن
پژمردگی و شکفتگی در خوابست
Not yet translated in Persian.
Original
شمارهٔ ۱۵
امشب ز غمت روح و روانم میسوخت
وز تاب تب جسم تو جانم میسوخت
زان تب که شب دوش ترا داشت به رنج
مغزی که نداشت استخوانم میسوخت
Not yet translated in Persian.
Original
شمارهٔ ۱۶
فیّاض بیا که عشق بارت دادست
وز فتنه عقل زینهارت دادست
مردانه بیا از سر هستی بگذر
کاین دجله پر زور گذارت دادست
Not yet translated in Persian.
Original
شمارهٔ ۱۷
ای شعله ز دست خوی بیدادگرت
میسوزم و هیچ نیست از من خبرت
گفتی که چو پروانه چه گردی گردم
میگردم قربان سرت گرد سرت
Not yet translated in Persian.
Original
شمارهٔ ۱۸
امروز که دیدار تو ما را عیدست
از داغ تو سینه گلشن امیّدست
گلگونة روی تو ز خون دل ماست
ورنه زردی لازمة خورشیدست
Not yet translated in Persian.
Original
شمارهٔ ۱۹
فیّاض دگر عشق عبارت دادست
توفیق رواج کار و بارت دادست
کفّارة توبهای که کردی به خزان
این توبه شکستن بهارت دادست
Not yet translated in Persian.
Original
شمارهٔ ۲۰
آنرا که به اوصاف تو دید دگرست
از لطف تو هر لحظه نوید دگرست
با طاعت ما روی بهی نیست ولی
ما را به جناب تو امید دگرست
Not yet translated in Persian.
Original
شمارهٔ ۲۱
آنم که ز خرّمی دلم را عارست
وز عادت من خوی طرب بیزارست
بیحاصل از آن شدم که بختم پرورد
نخلی که به سایه پرورد بیبارست
Not yet translated in Persian.
Original
شمارهٔ ۲۲
دل بست به خود تارِ تعلّق ز نخست
عقل آمد و این علاقه شد اندکست
آویخته بودیم به یک پا عمری
عشق آمد و این شکسته را کرد درست
Not yet translated in Persian.
Original
شمارهٔ ۲۳
هر کس که تعلّقش به هستی بیش است
گر بگذرد از خویش به جای خویش است
تا هست، گذشتن هنرِ درویش است
وقتی که نباشد همه کس درویش است
Not yet translated in Persian.
Original
شمارهٔ ۲۴
فیّاض کجایی که مرا حال خوشست
در عشق ویم ماه خوش و سال خوشست
در محنتم ایّام شب تیره نکوست
در آتشم احوال پر و بال خوشست
Not yet translated in Persian.
Original
شمارهٔ ۲۵
آهم ز دل زبانه فرسود نشست
از بوتة خارِ هستیم دود نشست
ماننده خار خشک در گلخن عشق
زودم آتش گرفت و هم زود نشست