Fragments

688. شمارهٔ ۱Qitʿa

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۱

همه دان غیر خدا نیست، همه دانش ما غیر ازین نیست که : هستی همه دانیم او را عین هستیست، ببینید،مگویید که : چون؟ غیر او نیست، مگویید، مگویید : چرا؟

689. شمارهٔ ۲Qitʿa

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۲

هزار شکر خدا را، که در جمیع امور همیشه بر کرم اوست اعتماد مرا هزار لطف و کرم میرسد بجان ز حبیب بدین خوشم که : بدانست استناد مرا بجای لطف و کرم گر ملامتی آید خوشم که حادثه کردست اوستاد مرا

690. شمارهٔ ۳Qitʿa

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۳

قاسمم، قاسم انوار، که اسرار ازل نیست پوشیده ز من، خلق چه دانند مرا؟ همه دانم، بخدا و همه دانم او را همه دانند که اندر همه دانند مرا

691. شمارهٔ ۴Qitʿa

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۴

درویش، که حرف او بصورت پنجست هریک بمثابه ای که بیش از پیشست دالست دلیل آنکه با درد بساز گر بر تن تو هر سو مو صد نیشست را، روی و ریا مکن، که این روی و ریا رسوایی بیگانه و رنج خویشست و اوست وداع غیر مولی کردن وین کار چنین کار یکی بی خوشست یا، یک دل و یک رنگ شو اندر ره عشق یکتا نشود، هر آنکه او با خویشست شین، آنکه کند شکر و شکایت نکند وندر پی خصم خویش نیک اندیشست آنرا که چنین پنج خصایل دادند دریاب و درو گریز کو درویشست

692. شمارهٔ ۵Qitʿa

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۵

گر ترا میل عالم جانست زاده ترک سین ساسانست از شهامت کمان بی زه را دو الف کن، که کار آسانست بعد از آنت چو ماند نقطه روح باز ماندن نه کار مردانست نقطه را صفر ساز و ثانی شو تا بدانی که جمله سبحانست

693. شمارهٔ ۶Qitʿa

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۶

خدمت بی دوستی را قدر و قیمت هست نیست خدمت اندر دست هست و دوستی در دست نیست دوستی را در درون خدمتت پیوسته است هیچ خدمت در جهان چون دوستی پیوست نیست لاف مستی میزنی و خود نخور دستی شراب عشق گوید: دوغ خورده، دوغ خواره مست نیست

694. شمارهٔ ۷Qitʿa

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۷

در همه بابی سخن را داد داد حجة الاسلام غزالی راد

695. شمارهٔ ۸Qitʿa

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۸

سید رهروان دین طیفور آنکه در عمر خویشتن بدفرد در شریعت رسید، راهی یافت در حقیقت رسید ره گم کرد راه کم گشت و راهرو هم گم گم کند راه خویش اینجا مرد

696. شمارهٔ ۹Qitʿa

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۹

نصب کردست مرا دوست برفع سخنی که برو نفع جهانی متوقف باشد کسر نفسست مرا عادت دیرینه وگر جر کنم در مدد کسر مضاعف باشد

697. شمارهٔ ۱۰Qitʿa

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۱۰

مرا علم ازل در سینه دادند عجب علمی ولی درسی ندادند مرا سه حال حالی گشت معلوم که شیخ چله را درسی ندادند

698. شمارهٔ ۱۱Qitʿa

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۱۱

شاه رستم را درودی میفرستم با سلام زانکه کس رامثل او فرزند فرزندی نبود میر رستم، شه محمد، شاه روحانی صفت رفت ازین ویرانه و تن برد تا دار خلود دید جنت با هزاران فر و زیب آراسته میل ازین عالم برید و اندر آن عالم فزود یا الهی، جان پاکش را بجنت شاد دار یا غیاث المستغیثین، در خلود و در شهود روی پنهان کرد و پنهان شد ز ما آن نور چشم سال اندر هشتصد و سی و سه بد کین رو نمود با وجود جاه و حرمت علم می جست ازاله آشنای یار گشت و نور عرفانش ربود هرکجا ذکر تو می‌گویند در افواه خلق قاسم خسته روان می‌راند از دیده دو رود

699. شمارهٔ ۱۲Qitʿa

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۱۲

گر نگویم دگر بخواهد گفت آنکه بروی ببست دربان در کافران فرنگ و روم و تتار همه از قاسمی مسلمان تر

700. شمارهٔ ۱۳Qitʿa

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۱۳

یا رب، بحق لطفت کو جان عاشقان را بهر ظهور اسما پیدا کند مظاهر از جود بی دریغت بخشای بندگان را یا عصمتی در اول، یا توبه ای در آخر

701. شمارهٔ ۱۴Qitʿa

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۱۴

مرا گفتی که : قول پیر تسلیم بگو : تا خود چسان دیدی بمعیار؟ هزارش رحمت حق بر روان باد که نهج قول او در طور ابرار چو حلواییست نیکو، چرب و شیرین ولی جان پدر، زنهار! زنهار! ترا گر قوت همت ضعیفست تناول کن، ولیکن زان بمقدار که گر زان لقمه ناگه هیضه گردی چو گندیدی بگندانی همه دار دلت پر کینه گردد، دیده پر عیب مشایخ را کنی سر جمله انکار جهان را سربسر کافر شماری نماند وقف آزرمت بیک بار زبد نفسی کنی آزار و گویی که: نهی منکر دین هست آزار اگرچه قول مولانا شنیدی سخن های بزرگان در نظر دار شکر تنها مخور، با گل در آمیز که در ترکیب باشد نفع بسیار تویی بیمار دل و ین خستگی را نه یک دارو، که صد داروست در کار ز نادانی بیک دارو مکن حصر برون شو از تعصب، کینه بگذار بمخبر و اصل آمد جان مردان تو سر پوشیده ماندی قید اخبار اگر مردی مشو قانع بتقلید چو مردان دامن مردی بدست آر که گر صد علم داری، دل نداری هزارت شرک سر بستست در بار ز قاسم گوش دار این پند ومنشین ببادت بیش ازین در کوی ادبار بجوی وحدت آ، تا باز بینی کز آنجا منبسط گشتست انهار دویی بگذار و در یک جلد کن جمع همه اقوال مولانا و عطار

702. شمارهٔ ۱۵Qitʿa

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۱۵

خداوند داننده دستگیر رؤف و رحیم و قدیم و قدیر ز انوار قدسش دل قاسمی مقدس جنابست و عرفان سریر بفضل خدا فارغ از مال و سال که بی مال میرست و بی سال پیر مشایخ برفتند، از ایشان نماند سوای کهن قصه ای دلپذیر مرید سوادی، از آن کرده ای دلت را بزندان سودا اسیر بیا پیش ما، قصه نو شنو که نتوانی از مرده شد مستنیر

703. شمارهٔ ۱۶Qitʿa

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۱۶

اشتیاقم به ملاقات تو چندان که مپرس احتیاجم به مراعات تو چندان که مپرس دارم امید عنایات تو چندان که مپرس شادم از ذوق مناجات تو چندان که مپرس

704. شمارهٔ ۱۷Qitʿa

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۱۷

گر ببینی عارفی یا طالبی هر دو از روی حقیقت متفق این یکی را حمد گو آن را ثنا زان که این مست حق است آن مستحق

705. شمارهٔ ۱۸Qitʿa

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۱۸

صمت و جوع و سهر و عزلت و ذکر بدوام نا تمامان جهان را بکند کار تمام صورت معرفة الله بود صمت ولیک در سهر معرفة نفس کند بر تو سلام جوع باشد سبب معرفت سلطانی دانش دینی از عزلت گردد بنظام اصل این جمله کمالات بخرم شد نیست صدر صاحب دل کامل صفت بحر آشام والی دین نبی کاشف اسرار رسل محیی جان و جهان ماحی آثار ظلام قاضی مسند تحقیق، امام الثقلین عارف کعبه مقصود مراد اسلام

706. شمارهٔ ۱۹Qitʿa

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۱۹

تجلی می‌کند شاهد پس از چندین عجب بر ما ولی از کثرت پرده کماهی دیدنش نتوان ورای پرده قاسم را به حق راهی‌ست پنهانی که می‌بیند به فضل حق ازل را با ابد یکسان

707. شمارهٔ ۲۰Qitʿa

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۲۰

عقل کل، نفس کل، طبیعت کل بعد از آن جوهر معانی دان جسم کل، شکل عرش، کرسی و پس نه فلک شد بامر حق گردان فلک اطلسست اول او آخرینش قمر ببین و عیان پس از آن کره اثیر و هوا بعد از آن آب و خاک را می دان شد تمام آن گهی جماد و نبات ظاهر آمد از آن سپس حیوان گشت بارز، بحکم حب ازل ملک و جن و عاقبت انسان جامع جمله مراتب شد اوست مقصود حق ز کون و مکان

708. شمارهٔ ۲۱Qitʿa

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۲۱

هله! ای مردم مکاره پرتلبیسو «لعنة الله علیکم و علی ابلیسو» چند در سیرت مردان خدا طعنه زنید؟ «قاس فی آدم ابلیس و انتم قیسو»

709. شمارهٔ ۲۲Qitʿa

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۲۲

صدر ولایت، که نقد شیخ صفی داشت قرب نود سال بود رهبر این راه جانش بوقت رحیل عطسه زد و گفت «یا ملک الموت، قد وصلت الی الله » حالت او راملک چو دید عجب ماند گفت که : «یا شیخ، الف یرحمک الله »! قاسمی سوخته ز فرقت خواجه صبر کن اندر فراق، «صبرک الله »

710. شمارهٔ ۲۳Qitʿa

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۲۳

میر زمانه، خسرو گیلان و تاج شاه دلها نگاه دار، که اینست شاهراه دانی گناه چیست؟فراموشی خدا حق را نگاه دار، که وارستی از گناه

711. شمارهٔ ۲۴Qitʿa

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۲۴

میرسید، کزین آل عبا تی سعادت همیشه پاینده برد الاغ مرا بشهر تو دزد نیست پیدا، نه مرده، نه زنده

712. شمارهٔ ۲۵Qitʿa

Available in:EN
Not yet translated in Persian.

Original

شمارهٔ ۲۵

پیش از این گفته اند اهل خرد که بحکمت بدند آکنده جرم دزدان ز پاسبان طلبید گر شما طالبید و جوینده پادشه پاسبان درویشست خاصه این پادشاه فرخنده