شمارهٔ ۶

غزلIraqi style
Not yet translated in Persian.

Original · Persian

شمارهٔ ۶

ادرلی راح توحید الا یا ایها الساقی ارحنی ساعه عنی و عن قیدی و اطلاقی
به جام صرف توحیدم بدان سان محو کن از خود که از فانی شوم فانی و با باقی شوم باقی
و اشربنی حمیاه بکاس من محیاه واعطرنی بریاه و ذوق اهل اذواقی
شراب ناب توحیدم تواند وارهانیدن ز دست شرک و کفر و دین و سالوسی و زراقی
ولا تسالنی عن فضلی وعن جمعی و عن وصلی و عن فقدی و عن وجدی و عن حالات اشواقی
تویی چون فصل و وصل من، تویی چون فرق و جمع من تویی چون فقد و وجد من بل از من هم تو مشتاقی
اما تنظر الی حالی اما تنظر الی بالی اما تنظر الی ذاتی و اسمایی و اخلاقی
تویی از دیده عشاق ناظر در پری رویان که حسن جمله خوبان و نور چشم عشاقی
ندانم مغربی خود کیست کو پیوسته می گوید انا الشمس التی طلعت و هذا نور اشراقی