شمارهٔ ۱

غزلIraqi style
Not yet translated in Persian.

Original · Persian

شمارهٔ ۱

زآسمان غیبت اول ایزدا خوانم فرست پس برای خوردن خوان تو مهمانم فرست
از برای شکر نعمتهای بی پایان تو نعمت بی منتها و حد و پایانم فرست
چون تنم پیدا و جانم هست پنهان دایما قوت و قوتی تو بی پیدا و پنهانم فرست
تا مگر موجی کشد بازم ز ساحل در محیط هر زمان صد موج چون دریای عمانم فرست
نیست ما را هر گدایی چون سزای بندگی چون فرستی بندگی را شاه و سلطانم فرست
ای خدا چون کدخدایم ساختی بی کد و کد آنچه دانی کدخدا را باید آن، آنم فرست
چونکه در ملک فنا و فقر شاهم کرده ای هر زمان باج و خراج از پیش شاهانم فرست
آنچه دانی هر مه و هر سال می باید مرا گر فرستی بعد از آن هر سال چندانم فرست
از زبان مغربی با عز ملک و دین بگو کز بر خود گوسفند و گندم و نانم فرست