شمارهٔ ۲۲

غزلIraqi style
Not yet translated in Persian.

Original · Persian

شمارهٔ ۲۲

اگر ز روی براندازد او نقاب صفات دو کَون سوخته گردد ز نور پرتو ذات
به پیش تاب تجلی ذات محو شود چنانکه هست کشته از فروغ صفات
مجوز کَون و ثباتی به پیش برتو او که بسته را نتوان بافت پیش باد ثبات
دلا نقاب برافکن ز روی او و مپرس ز آنکه سوخته گردی در آتش سبحات
بنور روی تو کان نور نور انوار است بخاک کوی تو کان آتش است و آب حیات
ازین هلاک میندیش و باش مردانه که آن هلاک بود موجب خلاص و نجات
اگر تو محو نگردی کجا شوی مثبت بمحو خویش طلب گر طلب کنی ثبات
بمغربی است نهان آفتاب رخسارش اگرچه هست عیان از فروغ او ذرات