بخش ۷

داستان کوتاهKhorasani style
Not yet translated in Persian.

Original · Persian

بخش ۷

چو بهرام برگشت با طوس گفت که با جان پاکت خرد باد جفت
بدان کان فرودست فرزند شاه سیاوش که شد کشته بر بی گناه
نمود آن نشانی که اندر نژاد ز کاوس دارند و ز کیقباد
ترا شاه کیخسرو اندرز کرد که گرد فرود سیاوش مگرد
چنین داد پاسخ ستمکاره طوس که من دارم این لشکر و بوق و کوس
ترا گفتم او را بنزد من آر سخن هیچگونه مکن خواستار
گر او شهریارست پس من کیم برین کوه گوید ز بهر چیم
یکی ترک‌زاده چو زاغ سیاه برین گونه بگرفت راه سپاه
نبینم ز خودکامه گودرزیان مگر آنک دارد سپه را زیان
بترسیدی از بی‌هنر یک سوار نه شیر ژیان بود بر کوهسار
سپه دید و برگشت سوی فریب بخیره سپردی فراز و نشیب